یک چیز غریبی توی زندگیم هست ، این که وقتی تمام توجه ام را معطوف می کنم به کسی یا چیزی از دستش میدهم یک وقت های با اینکه حافظه خوبی دارم حتی یک سطر از کتابهای که میخواندم را به خاطر نمی آوردم، یا بانوی فیلم نامه نویسی که هم سرویسی ام بود پس از گره الفتی که بین مان افتاد ناگزیر شد با وسیله نقلیه دیگری راه بپیماید با تمام مجاهدتهای که کردم.! وقتی که حواسم جمع کلمه ها میشود روی از من در می کشند.غریب است نه؟ وقتی با تمام وجود به زندگی چنگ می اندازم و سعی تمام منبع
درباره این سایت