????بعد از مدتی شازده کوچولو سکوت را شکست و پرسید :آدما کجان ؟ آدم تو بیابون احساس تنهایی می کنه. مار گفت : میون آدم ها هم احساس تنهایی می کنی. ????شازده کوچولو خیلی مودبانه سوال کرد : آدمها کجا هستند ؟ گل که خیلی وقت پیش یکبار کاروان در حال عبور را دیده بود گفت: آدمها ، فکر کنم یک شش هفت تایی از اونا ها باقی مونده باشه،چند سال پیش دیدمشون.اما کسی نمی دونه کجا میشه پیداشون کرد،باد اونا رو با خودش اینور اون ور میبره. کوچولو ,احساس تنهایی ,شازده کوچولو منبع
درباره این سایت